هاناهانا، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 5 روز سن داره

هانا ملوسک ما

خاطره ای برای هانا جونم

1391/3/10 9:30
نویسنده : مامان شبی
375 بازدید
اشتراک گذاری

عزیز دلم دیروز مامانی زیاد حالش خوب نبود نتونست بره سر کار واسه همین موند تو خونه تا استراحت کنهخمیازهناراحت ولی حدودای ظهر احساس کرد که بهتره و کمی به خودش اومدخنثی لبخندچشمک.

تصمیم گرفت از وسایل و لباس هایی که برای تو آماده کرده عکس بگیره و بذاره تو وبلاگت که هر وقت بزرگ شدی ببینی چه چیزایی داشتی و از دیدنشون ذوق کنی و لذت ببریلبخندبغلخوشمزه.

آخه یادمه وقتی خودم خردسال بودم همش به مامان مریم می گفتم بغچه لباسهای بچگی و نوزادیمو باز کنه تا من تماشا کنم و از این کار خیلی خوشم می یومدزبانابله.

هر وقت می رم سر وقت لباسات دونه دونه می بوسمشون و بیشتر دلم برات تنگ می شه که زود بیای پیشمون تا اینا رو تنت کنم عسلم قلبخوابماچ.

به امید اون روز منتظرتم گلم خوابخواببای بای.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان آوینا
10 خرداد 91 9:33
سلام. این روزها و هفته های پایانی را خیلی مواظب باشید. بیشتر سعی کنید استراحت کنید. خواهر زاده من هم اسمش هاناست. عکسش تو وبلاگ دختر تازه بدنیا اومدمون که دو ماهش هست دوست داشتید بیاید و ببینید. من هانا جون را جزو هم کلاسی های دختر گلمون لینک می کنم. شما هم دوست داشتید ما را لینک کنید به ما سربزنید و با نظراتتون شادمون کنید...


سلام خانومي چشم حتما اينكارو مي كنم مرسيييييييييي كه مارو لينك كردين.